رفتن به بالا

«میلکان بخوان ، بیشتر بدان»

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۰
  • الأحد ۱۰ ربيع أول ۱۴۴۳
  • 2021 Sunday 17 October
 در پي اين زلزله وحشتناک چه مي ماند؟؟؟

پيامدهاي رواني اجتماعي زلزله

دکتر نبی بستان – روانشناس و مدرس دانشگاه – اختصاصی میلکان هر نوع بلاي طبيعي مثل سيل، طوفان، سونامي و زلزله آسيبهاي زيادي را به مردم و جامعه وارد مي کند. زلزله وحشتناک سرپل ذهاب نيز از اين قاعده مستثني نبوده و به نوبه خود آسيبهاي فراواني را براي جامعه و به ويژه مردم سرپل […]

دکتر نبی بستان – روانشناس و مدرس دانشگاه – اختصاصی میلکان
هر نوع بلاي طبيعي مثل سيل، طوفان، سونامي و زلزله آسيبهاي زيادي را به مردم و جامعه وارد مي کند. زلزله وحشتناک سرپل ذهاب نيز از اين قاعده مستثني نبوده و به نوبه خود آسيبهاي فراواني را براي جامعه و به ويژه مردم سرپل ذهاب به جاي گذاشته است. خسارات روحي زلزله به مراتب بيشتر از خسارات مالي و جاني آن است.
بيشترين مسائل مربوط به بحران، آسيبهاي رواني و بروز اختلالات روانشناختي مانند کابوس‌هاي شبانه، تداعي مکرر حادثه در ذهن آسيب ديدگان، رفتار تهاجمي، کاهش تمرکز، مشکلات در بروز احساسات و خواب نامنظم و غيرعادي است. استرس حاد در روزهاي اوليه و به دنبال آن اختلال استرس پس از سانحه و حتي اضطراب ،اختلال خواب،افسردگي و خيلي از مشکلات فراوان کودکان، زنان، سالمندان و حتي افرادي که خيلي مقاوم باشند و از مهارتهاي مقابله اي استفاده کنند در آينده نه چندان دور گرفتار خواهند کرد. احساس غم و ناراحتي پس از اينگونه وقايع امري طبيعي است ولي اگر اين غم و اندوه و خشم با گذشت زمان رو به بهبود نرود و همراه با مرور مکرر خاطرات و کابوس هاي شبانه باشد اختلال استرس پس از سانحه شکل خواهد گرفت.
مطمئنا در آينده نه چندان دور همانند زلزله‌هاي گذشته شاهد بروز مشکلات رواني زيادي خواهيم بود و متاسفانه مديريت ارائه خدمات حمايتي رواني و اجتماعي به صورت منظم و ساختارمند صورت نگرفته است و خيلي ازمردم از شهرهاي مختلف بدون هماهنگي و بررسي نياز منطقه و مردم کمکهاي مردمي ارسال و حتي با حضور مکرر باعث آشفتگي و ترافيک در منطقه شده اند و خود اين امر مانع بزرگي براي کنترل شرايط در روزهاي اوليه بحران بود.
با اين حال در بحران زلزله سرپل ذهاب شاهد مديريت ضعيف از سوي ادارات و ناهماهنگي‌هاي زيادي بين سازمانهاي دولتي و غير دولتي بوديم که خود جاي بحث کارشناسي و ريشه يابي ساختاري دارد. عدم نظارت و ضعف در مديريت يقينا هزينه هاي زيادي براي جامعه به دنبال خواهد داشت و جبران اين خسارت‌ها و زيان‌ها براي مردم آسيب ديده جبران ناپذير خواهد شد. بايستي هرچه سريعتر پس از رفع نيازهاي اوليه و اساسي (غذا، پوشاک، اسکان و…) به نيازهاي ثانويه و مشکلات روانشناختي پرداخت که اين کار هماهنگي و همکاري بين سازمانهاي مختلف را مي طلبد.
موازي کاري و همپوشاني ارائه خدمات به مردم زلزله ديده در همه حوزه هاي خدماتي از قبيل مواد غذايي، پوشاک گرم، چادر،کانکس و مهمتر از آن ارائه خدمات حمايتي رواني – اجتماعي از سوي مردم عادي و حتي کارشناسان و متخصصان از سوي نهادها و سازمانهاي مختلف باعث آشفتگي و بروز آسيب‌هاي جديدتري شد. در اينچنين شرايطي به منظور تشويق مردم زلزله ديده که صدمه جدي نديده‌اند به منظور همکاري و کمک در محله بعنوان نيروهاي محلي ميتواند باعث توانمند سازي افراد و بازگشت سريع به زندگي شود. حتي افرادي که نشانگان مشکلات روانشناختي دارند مي توانند سريع غربالگري شوند و توسط متخصصان روانشناسي و مشاوره به صورت هدفمند و جلسات پيگيري از بروز شديد اختلالات در آينده جلوگيري کرد و با مداخلات سريع پيشگيري خوبي را بعمل آورد.
توجه به مسائل آموزشي دانش آموزان
يکي از موارد مهمي که بايد به آن توجه نمود مسائل آموزشي دانش آموزان مي باشد، قطع ارتباط با مدرسه و کتابهاي درسي و برنامه ريزي قبلي در بين دانش آموزان آسيب‌هاي زيادي را در آينده تحصيلي و شغلي ايجاد خواهد کرد. بايستي با برنامه ريزي منظم و بصورت کمک آموزشي، ارائه خدمات ترميمي، فوق برنامه و افزايش روحيه دانش آموزان محيطي را براي بازگشت سريع به حالت عادي فراهم نمود. در غير اينصورت دانش آموزان دلسرد خواهند شد و در بدترين شرايط روحي قرار خواهند گرفت و در آينده انگيزه لازم براي درس خواندن را از دست خواهند داد. در هربحران اولويت کار کمک به افرادي است که فوت شده اند و سپس کمک به مصدومان و مجروحان و نهايتا کنترل درگيري، سرقتها و آشفتگي در ارائه خدمات به مردم مي باشد که شاهد آن بوديم مردم آموزشهاي اوليه لازم در مواجهه با بحران را به خوبي دريافت نکرده‌اند و اگر آموزشهاي پايه شکل گرفته بود خود مردم مي توانستند مديريت بهتري را در محل سکونت خود داشته باشند و با کمک به عوامل و نيروهاي کمکي سريعتر و بصورت سيستماتيک تري خدمات و نيازهاي اوليه را رفع کنند اما متاسفانه عدم همکاري خود مردم مانع بزرگي براي مديريت خدمات شد.
پس از هر حادثه يا بلا افکار، احساسات يا رفتارهايي در بين افرادي که آسيب ديده‌اند يا شاهد صحنه‌هاي دردناک بوده‌اند جريان پيدا مي‌کند، اين افراد نگراني در مورد تنها ماندن، امنيت، سلامت خود و اشخاص مورد علاقه خود را داشته و خواب آشفته دارند. اين افراد نبايد بيمار تلقي شوند چون اين امر يک واکنش طبيعي فرد به يک حادثه است که در بسياري موارد در طول زمان علايم تخفيف و يا از بين مي‌روند
هر چند در شرايط بحراني نبايد انتظار زيادي از مردم در زلزله داشت اما مسئولين و سازمانها عملکرد مطلوبي نداشتند هرچند خيلي تلاش شد و بصورت شبانه روزي در کنار مردم و کمکهاي ساير استانها خدماتي به مردم ارائه شد اما انتظار مي رود در شرايط بحراني منظم تر و منطقي تر مديريت اعمال شود.
در پايان ضمن عرض تسليت به مردم داغديده در تمامي شهرستانها و روستاهاي استان کرمانشاه و ضمن تشکر از مسئولين و مردم عزيز سراسر ايران اسلامي و به ويژه مردم عزيز و فهيم کرمانشاه به پاس همدلي و ارسال کمکهاي مردمي ، اميدواريم از اين تجارب درس گرفته شود و ساختار مديريتي با برنامه ريزي مناسب تر و تاکيد بر آموزشهاي پايه و منظم بتوانند در شرايط بحران آسيبهاي کمتري متحمل شوند.

اخبار مرتبط

نظرات