عبدالله مرادی – میلکان
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، سفر رئیسجمهور به استان کرمانشاه با وعدههایی کمسابقه همراه بود؛ وعدههایی که از آن بهعنوان «نقطه عطف توسعه استان» یاد شد.
بر اساس اعلام رسمی استاندار، حاصل این سفر ۶۴ هزار میلیارد تومان مصوبه شامل ۲۶ هزار میلیارد تومان اعتبار عمرانی از بودجه عمومی و ۳۸ هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی برای بخش خصوصی و تولید عنوان شد. عددهایی بزرگ، انتظاراتی بزرگتر و مردمی که امیدوار بودند پس از سالها، سهم کرمانشاه از توسعه ملی بالاخره محقق شود.
اما حالا، پس از بیش از 9ماه و 9 روز انتظار و پس از آن سفر پرهیاهو، واقعیتهای میدانی فاصلهای معنادار با وعدههای روی کاغذ دارد.
وعده ۳۸ هزار میلیارد تومانی؛ تحقق کمتر از ۱۰ درصد
بر اساس آخرین آمارهای رسمی منتشرشده از سوی دستگاههای اجرایی استان، از مجموع ۳۸ هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی مصوب سفر رئیسجمهور، تاکنون حدود ۳ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان پرداخت شده است؛ رقمی که بهسختی به ۱۰ درصد وعده دادهشده میرسد.
این در حالی است که بخش قابل توجهی از همین میزان محدود پرداختی نیز با بروکراسی سنگین، شروط دشوار بانکی و تأخیرهای طولانی همراه بوده و عملاً نتوانسته موتور تولید و اشتغال استان را آنگونه که وعده داده شده بود، به حرکت درآورد.
پروژههای بزرگ، پیشرفتهای نامرئی
در فهرست مصوبات سفر، پروژههای کلانی چون راهآهن کرمانشاه–خسروی با اعتبار ۶ هزار میلیارد تومان و فاز اول قطار شهری کرمانشاه با ۲۶۰۰ میلیارد تومان به چشم میخورد؛ پروژههایی که سالهاست مردم استان نام آنها را میشنوند.
با این حال، پس از گذشت ماهها، نه بهرهبرداری در کار است، نه گزارش شفاف از درصد پیشرفت. آنچه بهصورت مداوم از سوی مسئولان تکرار میشود، کلیدواژههایی مانند «در حال پیگیری»، «نیازمند تسریع» و «در دستور کار» است؛ عباراتی که بیش از آنکه نشانه حرکت باشد، یادآور توقف و تعلل است.
کارگروههای پیگیری؛ وقتی جلسه جای اجرا را میگیرد
مسئولان استان بارها از تشکیل «کارگروه ویژه پیگیری مصوبات سفر رئیسجمهور» و برگزاری جلسات هفتگی و ماهانه خبر دادهاند. اما پرسش اینجاست:
اگر مصوبات ضمانت اجرایی داشت و روند اجرا مطابق وعده پیش میرفت، این حجم از جلسات پیگیری چه ضرورتی داشت؟
واقعیت این است که افزایش تعداد جلسات، معمولاً نشانه عقبماندگی پروژههاست، نه پیشرفت آنها؛ موضوعی که در وضعیت فعلی مصوبات سفر کرمانشاه بهروشنی دیده میشود.
اشتغالزایی؛ عدد هست، شفافیت نیست
در برخی گزارشها، از ایجاد حدود ۱۷ هزار فرصت شغلی در استان کرمانشاه سخن گفته شده است. این آمار را نه در افزایش بیمه شدگان تامین اجتماعی می توان دید و نه در جامعه اما :سهم دقیق این اشتغالها از مصوبات سفر رئیسجمهور مشخص نیست، سند روشنی درباره ارتباط مستقیم این آمار با تسهیلات پرداختشده ارائه نشدهو هیچ تفکیکی میان اشتغال پایدار، موقت یا ثبتهای آماری وجود ندارد.
در نتیجه، این آمارها بیش از آنکه پاسخگوی مطالبه افکار عمومی باشد، ابهامها را افزایش میدهد.
سامانهای برای شفافیت؛ که دیده نمیشود
در کنار وعدههای مالی و عمرانی، موضوع شفافیت نیز بهعنوان یکی از شعارهای دولت مطرح شد.
قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، در مصاحبهای رسانهای اعلام کرده بود که «سامانهای با عنوان مهپیما برای پیگیری و رصد مصوبات سفرهای استانی رئیسجمهور راهاندازی شده است»؛ سامانهای که بنا بود امکان نظارت عمومی رسانهها و مردم را فراهم کند.
اما پیگیریهای میدانی و رسانهای نشان میدهد هیچ دسترسی مشخص و فعالی به سامانهای با این عنوان وجود ندارد. نه آدرس رسمی، نه درگاه ورود، نه گزارش عمومی از وضعیت مصوبات و نه حتی معرفی شفاف در وبسایتهای دولتی.
اگر چنین سامانهای وجود دارد، چرا مردم کرمانشاه و رسانهها از آن بیخبرند؟
و اگر وجود خارجی ندارد، چرا بهعنوان نماد شفافیت معرفی شده است؟
نبود این سامانه در عمل، دقیقاً بازتابی از وضعیت مصوبات سفر کرمانشاه است: وعدههای پررنگ در گفتار، خروجیهای کمرنگ در اجرا.
فاصله وعده تا واقعیت
وقتی از ۶۴ هزار میلیارد تومان مصوبه، تنها بخش اندکی به مرحله اجرا میرسد؛ وقتی کمتر از ۱۰ درصد تسهیلات پرداخت میشود؛ وقتی پروژههای کلان همچنان در ایستگاه «پیگیری» متوقف ماندهاند و وقتی حتی سامانه نظارتی وعدهدادهشده در دسترس نیست ، نمیتوان انتظار داشت افکار عمومی این وضعیت را با خوشبینی تفسیر کند.
این گزارش، مطالبهای مستند، عددمحور و روشن است که ماههاست منتظر تحقق وعدههایی ماندهاند که قرار بود زندگیشان را تغییر دهد، نه فقط تیتر خبرها را.











