• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Wednesday - 3 June - 2026
1

شوان‌ خه‌له‌تنه؛ دکترین درکتری

  • کد خبر : 52010
  • 13 خرداد 1405 - 9:22
شوان‌ خه‌له‌تنه؛  دکترین درکتری

یادداشت: عبدالله مرادی بلشتی در فرهنگ عامه کُردی اصطلاحی وجود دارد به نام «شوانخه‌له‌تنه؛ »؛ یعنی «چوپانگول زنک». این اصطلاح ریشه در تجربه زیسته چوپانان دارد؛ زمانی که چوپان برای دم کردن چای، کتری سیاه خود را روی آتش می‌گذارد. چند دقیقه بعد، صدای جوشیدن و قل‌قل آب از لوله کتری بلند می‌شود؛ چوپان باتجربه […]

یادداشت: عبدالله مرادی بلشتی
در فرهنگ عامه کُردی اصطلاحی وجود دارد به نام «شوانخه‌له‌تنه؛ »؛ یعنی «چوپانگول زنک». این اصطلاح ریشه در تجربه زیسته چوپانان دارد؛ زمانی که چوپان برای دم کردن چای، کتری سیاه خود را روی آتش می‌گذارد. چند دقیقه بعد، صدای جوشیدن و قل‌قل آب از لوله کتری بلند می‌شود؛ چوپان باتجربه می‌داند که این صدا الزاماً به معنای جوش آمدن کامل آب نیست. گاهی تنها آب موجود در لوله کتری به نقطه جوش رسیده و اگر همان لحظه چای داخل کتری ریخته شود، حاصل آن نوشیدنی‌ای بد‌رنگ و بی‌طعم خواهد بود.
اما چوپان ناشی، فریب همین صدای ظاهری را می‌خورد.
این روایت ساده، امروز به شکلی حیرت‌انگیز در ساختار بسیاری از نظام‌های مدیریتی و اداری ما قابل مشاهده است؛ جایی که برخی مدیران ارشد، به‌جای «راستی‌آزمایی واقعیت»، تنها به صدای قل‌قل گزارش‌ها، آمارها و وعده‌ها اعتماد می‌کنند.
در علم مدیریت، یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران عالی، «کنترل و ارزیابی عملکرد» است. هنری فایول، نظریه‌پرداز مشهور مدیریت، کنترل را یکی از ارکان اساسی اداره سازمان می‌داند؛ به این معنا که مدیر باید میان «گزارش ارائه‌شده» و «واقعیت میدانی» تطبیق ایجاد کند.
همچنین در نظریه «مدیریت بر مبنای شواهد»، تأکید می‌شود که تصمیم‌گیری مدیران نباید صرفاً بر اساس ادعاها و گزارش‌های داخلی باشد، بلکه باید با داده‌های قابل سنجش، مستندات عینی و ارزیابی مستقل همراه شود.

مشکل دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که مدیران پایین‌دستی متوجه می‌شوند مدیر ارشد، قدرت تحلیل و راستی‌آزمایی ندارد؛ یا به تعبیر عامیانه، «گول‌خورکش ملس است». در چنین شرایطی، سازمان آرام‌آرام به کارخانه تولید آمارهای غیرواقعی، وعده‌های بی‌پشتوانه و پروژه‌های نمایشی تبدیل می‌شود.
وقتی مدیری وعده افتتاح پروژه‌ای را می‌دهد، آیا نباید پس از پایان موعد مقرر از او پرسیده شود که چرا پروژه هنوز به بهره‌برداری نرسیده است؟ وقتی مجموعه‌ای مدعی ایجاد صدها فرصت شغلی می‌شود، آیا ارائه فهرست بیمه کارکنان، حداقل معیار اثبات این ادعا نیست؟ چرا در بسیاری از ساختارهای اداری، «اعلام موفقیت» جای «اثبات موفقیت» را گرفته است؟
یکی از مهم‌ترین آسیب‌های مدیریتی در جوامع در حال توسعه، شکل‌گیری «مدیریت نمایشی» است؛ مدیریتی که در آن تصویر موفقیت، مهم‌تر از خود موفقیت می‌شود. در چنین فضایی، گزارش‌ها برای راضی نگه داشتن مدیران بالادستی تنظیم می‌شوند، نه برای اصلاح امور. نتیجه نیز چیزی جز اتلاف منابع، فرسایش اعتماد عمومی و فاصله گرفتن مدیران از واقعیت نخواهد بود.
مدیر حرفه‌ای، پیش از باور کردن صدای قل‌قل کتری، درِ آن را برمی‌دارد تا از جوشیدن واقعی آب مطمئن شود. سازمان‌ها نیز بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارند که به‌جای شیفتگی نسبت به آمارهای تزئینی و گزارش‌های خوش‌رنگ، قدرت دیدن واقعیت‌های پنهان را داشته باشند.
شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، مدیریت کشور نیازمند عبور از «شوانخه‌له‌تنه» باشد.

لینک کوتاه : https://www.milkanonline.ir/?p=52010

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.