رفتن به بالا

«میلکان بخوان ، بیشتر بدان»

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹
  • الجمعة ۲۴ ذو الحجة ۱۴۴۱
  • 2020 Friday 14 August
اوقات شرعی

فریبرز عباسیان-میلکان در خبرها آمده بود که ۱۲شهر با انتخاب و همکاری مشترک وزارت کشور ایران و سازمان کودکان بین الملل «یونیسف» بهعنوان شهرهای دوستدار کودکان انتخاب و معرفی شده اند. جدا از اینکه این ملاک های انتخاب و شیوه معرفی آن ها و زیر ساخت های موجود در این شهرها تا چه اندازه تامین […]

فریبرز عباسیان-میلکان

در خبرها آمده بود که ۱۲شهر با انتخاب و همکاری مشترک وزارت کشور ایران و سازمان کودکان بین الملل «یونیسف» بهعنوان شهرهای دوستدار کودکان انتخاب و معرفی شده اند.
جدا از اینکه این ملاک های انتخاب و شیوه معرفی آن ها و زیر ساخت های موجود در این شهرها تا چه اندازه تامین کننده نیازهای واقعی کودکان و نوجوانان و برآمده از خواست آنان است، اما همین که توانسته اند به این برد ارزشمند برسند، جای بسی خوشوقتی است.
نام کرمانشاه همچنان در میان اسامی شهرها نبود و شهر سر در گریبان وضعیت قرمز کرونایی، همچنان برای کودکان و نوجوانانش وضعیتی قرمز تر از کرونا دارد.
چرا کرمانشاه در ردیف شهرهای دوستدار کودکان قرار نگرفته؟ چرا شهری که از بازی‌های بومی به اندازه تمام شهرهای ایران برای کودکانش برخوردار است، از این انتخاب محروم است،؟ چرا شهری مملو از افسانه ها، قصه ها و حکایت های شیرین پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها، صلاحیت احراز این مقام را نه از میان سه شهر انتخابی که از ۱۲ انتخاب هم نداشته است.
آموزش و پرورش که بخش اعظم سرمایه انسانیش کودکان و نوجوانان هستند خود را مبرای از این وضعیت می داند، چرا که محمل آن مناسب آموزش های رسمی است و فقط اجازه دارد و جرات ندارد که به حوزه های دیگر پرورش خلاقیت دانش آموزان کودک و نوجوان بپردازد.
شهرداری و شورای مشهور به زد وبندش، هنوز به مبرمیت احداث چندین پارک ویژه کودکان و نوجوانان نرسیده و هنگامی می رسد که آن جمعیت قلیل کودک و نوجوان هم سالخورده شده و بی نیاز از چنین امکانی! پیاده رو ها و مراکز علمی و آموزشی ویژه کودکان در فضایی که کودک و نوجوان خود تجربه کند هم، رویایی است که بچه های هم دیاریمان در شبکه های اجتماعی و فیلم‌های سینمایی بعداز ظهر روز جمعه ممکن است ببینند و باور نکنند!
می ماندکانون؛ کانونی که با مرغکی تاریخی و خاطره انگیز از تمامی نسل هایی که با کتاب و کتاب خوانی دوره کودکی و نوجوانی خود، آن را طی کرده اند گذشته است. مرغک کانون برشاخساری لرزان ایستاده و با باران و سرمای بی مهری و کمبود بودجه و گرمای تابستان خورشیدی که سوختنش از گرما بخشیش بیشتر است، روزگار به سختی سر می کند.کانون نان خود را بزور در می آورد.
نان همکاران شریفش را بزور تامین می کند. چند کارمند رسمی و تعدادی مربی پاره وقت، سرمایه های ارزشمندی که در سایه کم توجهی و ندیده شدن و برآورده نکردن خواست های بحقشان، هر روز بی انگیزه تر و دلسرد از کاری شورانگیز برای کودکان و نوجوانان این دیار.
کانون در رفتار کانونی خود در حال جمع شدن و بر چیده شدن است. تنها جایی که مناسب احوالات کودکان ما و پر وبال گرفتن واقعیشان بود، خود در حال پر پر شدن و بال بال زدن در هیاهوی نتوانستن از نداشتن است.

وقتی کانون کودکان و نوجوانان دیگر،  جایی برای مربیان دلسوز، فرهیختگان و ادیبان و هنرمندان هواخواه کودکان و نوجوانان نیست، بسان مادری که نتواند فرزندان خود را بدرستی و به تمامی اداره کند، می شود.

آنگاه کودکان سرریز کوی و برزن و کار در خیابان ها می شوند تا مدیر کل بهزیستی شهرمان از ۴۰۰کودک کار شناسنامه دار، رونمایی کند!

اما کانون نتواند از دهها کودک و نوجوان شاهنامه‌خوان، قصه گو، شاعر و نقاش تا گذرهای عابر مخصوص کودکان، پارک های علم و فن آوری و بازی کودکانمان رونمایی بکند!؟و اینگونه بر تمام مقامات اولی که در ناکامی هایمان نصیبمان می شود، مقام شهر دوستدار کودکان نبودن را هم برآن بیفزائیم.

ای کاش بجای این نوشته شتاب آلود من، از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کرمانشاه فریادی برمی خواست! خب البته مدیریت خیلی راحت بدست نمی آید که براحتی، جایگاهش را به خطر بیندازیم. گاهی مدیریت مراکز کودکان و نوجوانان مهمتر از خود کودکان و نوجوانان است! اینطور نیست؟

اخبار مرتبط

نظرات