رفتن به بالا

«میلکان بخوان ، بیشتر بدان»

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰
  • السبت ۱۶ ربيع أول ۱۴۴۳
  • 2021 Saturday 23 October

نگار حسینی- گروه اقتصاد توسعه یا وسعت بخشیدن و رشد دادن مفهومی است که طی دهه های اخیر نقل محافل در جوامع مختلف و تکیه کلام دانش پژوهان و نخبگان ملت ها شده! واژه ای که امروزه عملا عامل تمایز و تفاوت و سطح بندی جوامع در جهان بوده و در یک مرزبندی علمی دنیا […]

نگار حسینی- گروه اقتصاد
توسعه یا وسعت بخشیدن و رشد دادن مفهومی است که طی دهه های اخیر نقل محافل در جوامع مختلف و تکیه کلام دانش پژوهان و نخبگان ملت ها شده! واژه ای که امروزه عملا عامل تمایز و تفاوت و سطح بندی جوامع در جهان بوده و در یک مرزبندی علمی دنیا را در سه سطح توسعه یافته، در حال توسعه و عقب مانده تعریف می کند.
حال اینکه ملاک و شرط توسعه چیست؟ بسته به دیدگاه آموزشی، علمی، فرهنگی و آموزشی نهادینه شده درهر جامعه تفاوت می‌کند اما گستره توسعه را می توان از زمین جغرافیا تا علم کلام دید. در یک تعریف ساده و عامیانه باید گفت؛ توسعه به معنای رشد کردن یا رشد دادن برای نیل به رفاه همه جانبه و احساس رضایت است. اما به زعم دانشمندان و نظریه پردازان توسعه را می‌توان از در رشد تدریجی در جهت پیشرفته تر شدن، قدرتمندتر شدن و بزرگ تر شدن (در لغت آکسفرد) تا معنای؛ حرکت بر حسب پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر، بیکاری و برابری یا بازسازی جامعه بر اساس اندیشه و بصیرت تازه (به زعم تعاریف بروکفیلد و دکتر حسین عظیم صاحب نظران در علم توسعه) و… تعریف کرد لذا واژه “توسعه” به فراخور نام می تواند بدون حد و مرز معنا پذیر و مفهوم پذیر باشد.
در هر حال توسعه امری است که ابتدای خلقت در جریان بوده و تغییر جوامع در سطوح مختلف موید همین مطلب است و حتی در جوامع بدوی و کوچک امروزی نیز که در عدد انگشت شماری در مناطق مختلف زندگی می کنند میزان پویایی را می توان تخمین زد بنابراین جوامع از نظر توسعه یافتگی درمیزان علم و عمل با یک دیگر تفاوت دارند که این دو مقوله نیز حول محور اندیشه می چرخد.
به گفته یک استاد دانشگاه علم بنای توسعه پایدار است اما در جوامع فقیر نقش علم کمرنگ است چون در این دسته از جوامع از علوم کارکرد گرا بهره جویی می شود.
دکتر فرشید نمامیان با تاکید براینکه علوم کارکردگرا یکی ازموانع اصلی در مسیر توسعه است می گوید: امروز جامعه علمی ما به علوم زود بازدهی نظیر حقوق، پزشکی و شاخه های مختلف آن یا انواع مهندسی اقبال دارد که در به معنا رسیدن توسعه تاثیر اساسی ندارند در حالی که جامعه برای رشد به علوم بنیادی مانند فلسفه، جامعه شناسی، رفتارشناسی و… نیاز دارد.
این استاد دانشگاه ریشه این ضعف را در فقر اقتصادی جامعه می داند و اظهار می دارد: سطح رفاه جامعه ارتباط مستقیمی در استقبال دانشجویان از رشته های مختلف علوم بنیادی دارد لذا فقر اجازه نمی دهد دانش طلبان به سمت کسب دانش و تحصیل در این زمینه بروند بنابراین علم در جامعه فقیر به یک کالای لوکس تبدیل می شود و قابلیت بهره گیری از آن در ابعاد مختلف توسعه نیز ضعیف می شود.
نمامیان تاکید دارد: برای توسعه باید از علومی بهره جست که سطح تعقل را افزایش داده و موجب رشد ذهن می شود و این انتظار را تنها علوم بنیادی می تواند بر آورد بنابراین تا زمانی که سطح نسبی رفاه جامعه ارتقا نیابد علم در کشورهای فقیر مبنای توسعه نخواهد بود، بدیهی است جامعه ای که دغدغه اقتصادی ندارد علم در آن رو به رشد می گذارد.
وی تصریح می کند: در حال حاضر جامعه ما درگیر روزمرگی است و همه به دنبال رفع نیازهای اولیه هستند لذا جامعه فقیر در یک وضعیت اورژانسی است که حداقل کاری که می توان برای آن انجام داد این است که در همان سطح نگه‌ش داشت بنابراین باید گفت دراین جوامع علم در حد یک نگهدارنده است نه در حد توسعه.
این استاد دانشگاه مطالعه را یکی از محورهای علم معرفی می کند و می گوید: هر انسان معمولی توسعه گرا باید در طول زندگی حداقل یک هزار جلد کتاب مطالعه کند و در سطحی بالاتر یک فرد توانمند و موثر در قالب مدیر می بایست پنج هزار جلد کتاب بخواند.
نمامیان اظهار می کند: توسعه یک واژه درون گراست که برای جامعه نخبه معنا و مفهوم می یابد از طرفی نخبگان ۲/۵ درصد افراد را تشکیل می دهند و مابقی ۹۷/۵درصد افراد معمولی هستند که تفکرات درونگرا را نمی پذیرند بنابراین یکی از مشکلات مهم در کرمانشاه این است که ظرفیتی برای آدم های درونگرا ندارد. پس هر ساله از شمار افراد توسعه گرا در آن کم می شود حال اینکه جمعیت یکی از شاخص های توسعه است.
وی می گوید: خطرناک ترین افراد برای یک جامعه کسانی هستند که درجه علمی کمی دارند چون این دسته باعث ایجاد توهم دانایی می شوند که برای توسعه سم است.
برای بروزاحساس نیاز به مطالعه و در مراحل بعد درونگرایی یا نخبگی که منجر به توسعه شود می بایست دردمند بود؛ طلب نقطه آغاز حرکت است و انسان هر چه احساس درد بیشتری کند تلاشش برای رشد یافتن افزایش می یابد.
نمامیان عشق را گام اثرگذاری در مسیر توسعه معرفی می کند؛ فرد تا عاشق کاری که انجام می دهد نباشد نمی تواند در مسیر توسعه قدم بردارد و یکی دیگر از مشکلات جامعه ما همین فقدان عشق است و بیراه نیست اگر “ عشق” را حلقه مفقوده در توسعه بدانیم چون اگر عشق باشد تمنا حاصل می‌شود و محصول خواستن توانستن و به راه افتادن است.
این استاد دانشگاه اذعان می کند: برای جامعه در مسیر توسعه ما همین رهنمون امام خمینی (ره) بس که فرمودند:”عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید”.

اخبار مرتبط

نظرات