یادداشت : عبدالله مرادی بلشتی
هنوز جوهر چاپ شماره روزنامهای که تیتر «تورم ۱۰۱ درصدی در کرمانشاه» بر پیشانی آن نشسته بود خشک نشده بود که گزارش تازه مرکز آمار ایران منتشر شد؛ گزارشی که از ثبت تورم نقطهبهنقطه ۱۰۵.۵ درصدی در خردادماه برای کرمانشاه خبر میدهد. عددی که نه تنها از میانگین ۸۸.۶ درصدی کشور فاصله معناداری دارد، بلکه کرمانشاه را در جمع استانهای دارای بالاترین نرخ تورم قرار داده است.
پیشاپیش باید از مدیران و مسئولان محترمی که شاید از طرح چنین موضوعی خاطرشان مکدر شود، پوزش خواست؛ اما آیا میتوان از کنار چنین آماری بیتفاوت عبور کرد؟ آیا وظیفه رسانه، دانشگاه و دلسوزان توسعه استان چیزی جز طرح پرسش و مطالبه پاسخ است؟
سؤال اصلی این نیست که چرا تورم وجود دارد. همه میدانیم اقتصاد ایران در ماههای اخیر علاوه بر جنگ نظامی و اقتصادی تحمیلی با مشکلات ساختاری، تحت تأثیر تنشهای منطقهای، نااطمینانیهای ناشی از شرایط جنگی و فشارهای ناشی از جنگ اقتصادی نیز قرار داشته است. طبیعی است که چنین شرایطی بر سطح عمومی قیمتها اثر بگذارد.
اما پرسش مهمتر این است که چرا اثر این تورم در برخی استانها بهمراتب شدیدتر از سایر نقاط کشور است؟
مرور آمارهای رسمی مرکز آمار، تصویری تأملبرانگیز ترسیم میکند. در صدر جدول تورم نقطهبهنقطه کشور، نام استانهای نوار مرزی غرب ایران دیده میشود؛ ایلام، کردستان، لرستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی. این استانها با اختلافی محسوس نسبت به میانگین کشور، بالاترین نرخهای تورم را تجربه میکنند؛ در حالی که استانهایی مانند تهران، البرز، اصفهان و گیلان فاصله قابل توجهی با این ارقام دارند.
این همجواری جغرافیایی نمیتواند صرفاً یک تصادف آماری باشد. وقتی چند استان هممرز، همزمان در صدر جدول تورم قرار میگیرند، باید به دنبال عوامل مشترک گشت؛ از هزینههای حملونقل و زنجیره تأمین کالا گرفته تا ضعف زیرساختهای اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری، وابستگی بیشتر به کالاهای وارداتی، اثرپذیری از بازارهای مرزی و حتی کاهش قدرت خرید خانوارها.
کرمانشاه سالهاست با چالشهایی مانند نرخ بالای بیکاری، درآمد سرانه پایینتر از متوسط کشور و وابستگی بخشی از اقتصاد به تجارت مرزی دستوپنجه نرم میکند. حال اگر تورم نیز با چنین شدتی بر این مشکلات افزوده شود، فشار مضاعفی بر معیشت مردم وارد خواهد شد؛ مردمی که بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف تأمین کالاهای اساسی میکنند.
نگرانی اصلی اینجاست که تورم، فقط افزایش قیمتها نیست؛ بلکه کاهش کیفیت زندگی، گسترش فقر، کوچکتر شدن سفره خانوارها، افت سرمایهگذاری و کاهش امید به آینده را نیز به دنبال دارد. اگر امروز برای مهار عوامل مؤثر بر این روند چارهاندیشی نشود، فردا هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن بسیار سنگینتر خواهد بود.
قرار گرفتن استانهای غرب کشور در صدر جدول تورم، نباید صرفاً یک خبر برای چند ساعت باشد. این آمار باید به زنگ هشدار برای سیاستگذاران تبدیل شود. انتظار افکار عمومی این نیست که تورم یکشبه از بین برود؛ انتظار این است که برای استانی که چند ماه پیاپی در میان رکوردداران تورم کشور قرار دارد، برنامهای ویژه، مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی منطقه و متناسب با ظرفیتهای آن تدوین شود.
تورم ۱۰۵ درصدی کرمانشاه فقط یک عدد نیست؛ روایت زندگی مردمی است که هر روز برای حفظ قدرت خرید خود، ناچارند از بخشی از نیازهایشان چشم بپوشند. اگر این اعداد ما را به فکر فرو نبرد، باید نگران روزی باشیم که دیگر هیچ آماری نتواند حساسیت ما را برانگیزد.










