• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Tuesday - 19 May - 2026
1

انحراف در «روستا بازار» کرمانشاه

  • کد خبر : 51796
  • 29 اردیبهشت 1405 - 20:01
انحراف در «روستا بازار» کرمانشاه

میلکان – عبدالله مرادی بلشتی خیابان گمرک کرمانشاه در تلاقی با کوچه لک‌ها بازاری است که در آن از شیر، دوغ، ماست، کره ، شیراز(پنیر محلی)، تخم مرغ گرفته تا مرغ و خروس و بوقلمون زنده از روستا می آورند به مغازه دار یا دست فروشها می دهند تا در این بازار قدیمی به مردمی […]

میلکان – عبدالله مرادی بلشتی
خیابان گمرک کرمانشاه در تلاقی با کوچه لک‌ها بازاری است که در آن از شیر، دوغ، ماست، کره ، شیراز(پنیر محلی)، تخم مرغ گرفته تا مرغ و خروس و بوقلمون زنده از روستا می آورند به مغازه دار یا دست فروشها می دهند تا در این بازار قدیمی به مردمی که محصولات روستایی را به تولیدات کارخانه ای ترجیح می دهند عرضه کنند.
بیش از یک قرن از عمر این خیابان و بازارهای وزیری و بازار چال‌حسن خان می‌گذرد.
هیچ دولتی آن را نساخته، هیچ سازمان مرکزی برایش بودجه نداده و هیچ مدیر تعاون روستایی آن را «افتتاح» نکرده است؛ اما زنده است، پویاست و هر روز پر از محصولات روستایی: از تخم‌غاز و مرغ زنده تا شیره انگور و دوغ محلی.
چند کیلومتر آن‌طرف‌تر، کنار ساختمان اداره تعاون روستایی استان، یک فروشگاه بزرگ با تابلو «روستابازار» خودنمایی می‌کند. داخلش پر است از قوطی‌های روغن کارخانه‌ای، برنج پاکستانی، ماکارونی و مواد شوینده. گوشت قرمز و مرغش هم دقیقاً به قیمت بازار آزاد. هیچ خبری از «ارائه مستقیم محصولات کشاورزان» نیست. هیچ بویی از «تخفیف ۱۵ تا ۳۰ درصد» به مشام نمی‌رسد. انگار نه «روستا» دارد و نه «بازار».
این دو تصویر، روایتِ یک شکاف عمیق است: موفقیتِ بیش از یک قرنِ بازارهای خودجوش مردمی در برابرِ انحرافِ کاملِ پروژه‌ای که با وعده «از مزرعه تا سفره» پا گرفت.
کرمانشاه پر است از بازارچه‌هایی که «روستابازارِ واقعی» را سال‌هاست تجربه می‌کنند؛ بی‌آنکه کسی به آنها بگوید باید پارتیشن‌بندی شوند یا قرارداد ببندند.
بازار کوچه لک‌ها (خیابان گمرک): اینجا چندین مغازه قدیمی، محصولات را مستقیماً از روستاییان اطراف می‌گیرند. تخم‌مرغ محلی، عسل کوهستان، مرغ و خروس و غاز و حتی بوقلمون زنده. رایحه بازار سنتی، اعتماد دیرینه بین روستایی و شهروند و قیمتی که نه واسطه آن را چند برابر کرده نه یارانه آن را ساختگی. مردم می‌آیند، چانه می‌زنند، می‌خرند و می‌روند.

بازار چال حسن خان (بازار تاریخی کرمانشاه): قدمتش شاید به صد سال برسد. در گوشه و کنار آن هنوز هم می‌توان سبزیجات کوهی، دوغ محلی، کره حیوانی و صنایع دستی روستاها را پیدا کرد. هیچ مدیر دولتی برای تداوم آن زحمت نکشیده؛ خودِ زندگی آن را حفظ کرده است.
بازار دولت‌آباد: پر از شلوغی، سر و صدا، و البته محصولات مستقیم روستاییان. بله، آشفتگی دارد و بی‌نظمی. هرچند گوشت قرمز و مرغی که آنجا فروخته می‌شود کشتار غیررسمی نامیده می شود اما هم مشتری خاص خودش را دارد و هم کنترل کننده بازار رسمی است. اگر کسی می‌خواهد بفهمد «حذف واسطه» یعنی چه؟یک روز به بازار میوه و گیاهان بهاری دولت‌آباد برود.
غرفه چند متری در سازمان جهاد کشاورزی: راستش را بخواهید، این غرفه کوچک بیش از همه آن ۲۱ روستابازار «روستایی» است. تخم غاز، تخم اردک، تخم‌مرغ محلی، آب غوره، شیره، گردو و … همه چیز بوی روستا می‌دهد. این یکی را هم یک خانم زحمتکش راه انداخته و کشاورزان با ارتباطی که با او گرفته اند هر آنچه نیاز باشد را برایش می آورند.
نکته دردناک: هیچ کدام از این بازارهای موفق، در آمار رسمی «روستابازار» سازمان تعاون روستایی محاسبه نمی‌شوند. گویا فقط آنهایی «روستابازار» هستند که اداره کل آنها را افتتاح کند، حتی اگر در عمل تبدیل به فروشگاه زنجیره‌ای کالاهای کارخانه‌ای شوند.
قفسه‌های شلوغ از محصولات بی‌روستا
اینجا همان جایی است که باید ویترین افتخار می‌بود. چند قدم با دفتر مدیرکل فاصله دارد. اما وقتی وارد می‌شوی، انگار به یک فروشگاه «افق کوروش» یا «رفاه» قدم گذاشته‌ای. قوطی روغن، بسته برنج هندی، ماکارونی، رب گوجه فرنگی صنعتی، حتی مایع ظرفشویی. گوشت قرمز و مرغ هم با همان قیمت قصابی‌های شهر. از مدیر فروشگاه پرسیدم: «کجای این فروشگاه محصول یک کشاورز روستایی را می‌توانم پیدا کنم؟» مکث کرد، بعد گفت: «خب، فعلاً نه . . .شاید بعداً.»
اما نکته جالب: خودِ معاون فنی و بازرگانی تعاون روستایی استان آقای بلینی، در همان جلسه اعتراف کرد که «تخم‌مرغ فروشگاه ما ۵۱۰ هزار تومان بود، در حالی که در بازار آزاد ۴۸۰ هزار تومان». و خبرنگار میلکان نشان داد که همین تخم‌مرغ را از فروشگاه کوروش ۴۷۰ هزار تومان خریده است. یعنی نه تنها ارزان‌تر نیست، بلکه گران‌تر هم است. نظارتی هم در کار نیست.
ساختمانی متروکه به نام روستا بازار
این یکی دیگر از سه روستابازار شهر کرمانشاه بود. سالن خالی، دیوارهای سرد، چند غرفه که یکی مواد شوینده می‌فروخت و یکی قصابی با گوشت آزاد. تابلو «روستابازار» بالای سردر، اما خبری از روستا نبود. مردم هم استقبال نکردند. نتیجه؟ تعطیلی خاموش. مدیر تعاون روستایی در گفت‌وگو با خبرنگار میلکان گفت: «بازارچه میلاد را تحویل شهرداری دادیم. چون تا پایان سال قرارداد داشتیم. تنها هفت غرفه را به ما دادند.» اما نگفت چرا آن هفت غرفه هم خالی ماند. نگفت چرا بودجه هدر رفت. نگفت چرا به مردم اطلاع ندادند؟!
گفت‌وگویی عجیب با مدیر تعاون روستایی:
از «رضایت کامل» تا «شما محصول کشاورزی سراغ دارید؟»
در مصاحبه‌ای که با مدیر تعاون روستایی استان کرمانشاه داشتیم، تناقضات یکی پس از دیگری بیرون زد.
او گفت: «صد درصد رضایت داریم. چون در ایام جنگ، فقط ما کالابرگ الکترونیک می‌دادیم.»
یعنی شما رضایت دارید چون کارت اعتباری پرداخت کرده‌اید، نه چون محصولات روستایی عرضه می‌شود؟ مگر هدف روستابازار عرضه کالای کارخانه ای بود یا «حذف واسطه و عرضه مستقیم تولیدات روستاییان»؟
وقتی خبرنگار پرسید چرا محصولات کشاورزی عرضه نمی‌شود، مدیر پاسخ داد: «شما محصول کشاورزی در استان سراغ دارید که بیاید اینجا عرضه شود؟»
خبرنگار در جواب گفت: «بله، هست.» همین الان در بازار کوچه لک‌ها، چال حسن خان، دولت‌آباد و غرفه جهادکشاورزی پر از محصولات کشاورزی است. مشکل کمبود محصول نیست؛ مشکل این است که مدیر، از وجود همین بازارهای خودجوش خبر ندارد یا نمی‌خواهد داشته باشد.
جالب‌تر اینکه مدیر در ادامه گفت: «چند روز پیش از یک شرکت آبزی‌پروری بازدید کردم، آنها درخواست مکان دادند تا مستقیم ماهی بفروشند.»
یعنی خودش مثال می‌آورد که تولیدکننده روستایی خواهان عرضه مستقیم است. پس چرا در روستابازارهای تحت مدیریت شما خبری از این عرضه مستقیم نیست؟
واقعیت تلخ: اتحادیه تعاون روستایی این مراکز را به فروشگاه‌های زنجیره‌ای «تروکا» تبدیل کرده که کالاهای متمرکز از سایر استان‌ها را می‌فروشند. یعنی دقیقاً برعکس شعار اولیه. مدیر این را یک «پیشرفت» می‌داند. اما به نظر می‌رسد فراموش کرده روستابازار برای چه متولد شد؟
بیایید صادق باشیم: اگر می‌خواهید ببینید «روستابازار» یعنی چه؟، نه به جنب اداره تعاون بروید، نه به میدان آزادی. بروید به خیابان گمرک، کوچه لک‌ها.
یا نامش، یا مدل را تغییر دهید
آقای مدیر تعاون روستایی! شما می‌گویید «رضایت کامل دارید» اما فروشگاه شما به جایی تبدیل شده که حتی تخم‌مرغش گران‌تر از فروشگاه کوروش است. شما می‌گویید «تولیدکنندگان روستایی رغبت ندارند» اما خودتان می‌گویید شرکت آبزی‌پروری درخواست مکان داده. شما می‌گویید «بازارچه میلاد را تحویل شهرداری دادیم» اما نمی‌گویید چرا شکست خورد؟
یا نام «روستابازار» را از این فروشگاه‌ها بردارید و صادقانه بگویید «فروشگاه تعاونی روستایی» که کالای اساسی و کارخانه‌ای می‌فروشد یا مدل را عوض کنید، از بازارهای موفق مردمی (کوچه لک‌ها، چال حسن خان، دولت‌آباد) الگو بگیرید. به جای اجاره دادن غرفه به اتحادیه، به خودِ کشاورزان خُرد فضا بدهید. زیرساخت حمل و نقل و بسته‌بندی فراهم کنید. نظارت بر قیمت را جدی بگیرید.
یک قرن تجربه موفقِ بازارهای خودجوش در کرمانشاه، بهترین مشاور شماست. به جای ساختن از بالا، بیایید از پایین ببینید. به جای افتتاحیه‌های تشریفاتی، بروید توی کوچه لک‌ها، چای مردم را بخورید، یاد بگیرید چطور بدون یک ریال بودجه دولتی، یک بازار روستایی زنده نگه داشته شده است.
چون در نهایت، «روستابازار» قرار بود خدمتی به روستایی و شهروند باشد، نه ویترینی برای عکاسی مدیران.

لینک کوتاه : https://www.milkanonline.ir/?p=51796

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.