رفتن به بالا

«میلکان بخوان ، بیشتر بدان»

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰
  • الثلاثاء ۱۲ ربيع أول ۱۴۴۳
  • 2021 Tuesday 19 October
عارف روستايي در گفتگو با ميلکان:

فيلارمونيک، بزرگترين خدمتي که سعادتش نصيبم شد

چکامه چاووشي – گروه هنر روزهاي تلخ پس از زلزله بود و خبر شنيدن اجراي موسيقي “ارکستر فيلارمونيک” شهر که موجب شد با او تماس بگيرم تا در چند و چون کار قرار بگيرم. او مثل هميشه فروتنانه گفت: کاري نکرده‌ايم و عازم سفر به “جاکارتا” براي اجراي موسيقي هستيم. پس از آن شما را […]

چکامه چاووشي – گروه هنر
روزهاي تلخ پس از زلزله بود و خبر شنيدن اجراي موسيقي “ارکستر فيلارمونيک” شهر که موجب شد با او تماس بگيرم تا در چند و چون کار قرار بگيرم. او مثل هميشه فروتنانه گفت: کاري نکرده‌ايم و عازم سفر به “جاکارتا” براي اجراي موسيقي هستيم. پس از آن شما را مي بينم و ما منتظر که اين هنرمند کرمانشاهي بازگردد.
عارف روستايي متولد خرداد ماه سال ۱۳۶۰ در کرمانشاه است. او از سال ۱۳۷۶ فعايت را در زمينه موسيقي آغاز کرد. آن روزها انجمن موسيقي کرمانشاه داراي دوراني پُرکار بود و نوازندگان در تمام جشنواره ها اعم از جشنواره “دفاع مقدس”، جشنواره “فجر” و… به شکل کاملاً حرفه اي شرکت مي کردند. روستايي از همان ابتدا وارد انجمن موسيقي شد و فعاليتش را در آنجا از سر گرفت. او اغلب به فعاليت در زمينه ي موسيقي تئاتر و همکاري با بزرگاني چون “هواس پلوک”، “علي عسکر ظاهري”، “عباس بني عامريان”، زنده ياد “بهمن مرتضوي” و… مي پرداخت که روزهايي طلايي براي اين هنر بود. پس از آنکه مردم با نام و هنر روستايي آشنا شدند، فعاليتش با صدا و سيماي مرکز کرمانشاه آغاز شد.
عارف، فرزند “مرشد ماشاا…” از معدود نقال‌هايي است که شاهنامه در سينه ي وي جاي داشته و آن را به زيبايي و اديبانه نقل مي کند که متأسفانه اين روزها منزوي شده است. مرشد ماشاا… نوازنده ي ساز “کمانچه” است و اولين استاد او در زمينه ي موسيقي بود. روستايي را به عنوان نوازنده اي مي‌شناسيم که مي تواند اغلب سازهاي موسيقي را بنوازد. او ساز “تار” را نزد استادِ زنده ياد “اسماعيل خان مسقطي”، ويولن را نزد استاداني چون “اسداله ملک” و “مجتبي ميرزاده” فرا گرفته و نزد بزرگاني چون “سياوشي”، “ظهيرالديني” و “کيوان ساکت” تلمذ کرده است. او چندين کنسرت با ارکستر وزيري (ارکستر بزرگ کيوان ساکت) در جوار هنرمنداني چون ظهيرالديني ها، “ناصر رحيمي”، زنده ياد “خورشيدفر”، و چند تن از بزرگان عرصه‌ي موسيقي در محل سالن “برج ميلاد” به اجرا پرداخته است. عارف معتقد است که نبايد حتماً براي آموزش ديدن سر کلاس درسي نشست تا مشقي بگيري، گاه در محضر استادان بودن، بهترين حس و تجربه ها را براي بالا بردن انگيزه و انجام کارهاي پژوهشي به آدمي القا مي کند.
او اولين کسي است که در کرمانشاه به صورت جدي به موسيقي کودک توجه کرد و رهبر ارکستر فيلارمونيک کرمانشاه است. او اين روزها در “دانشکده فرهنگ و هنر” مشغول به تدريس ساز “ويولن” است. از اين روي گفتگويي هرچند کوتاه، با اين هنرمند مي خوانيم.
*منتظر شديم که از اجراي موسيقي در جاکارتا بازگرديد و ما را در جريان فعاليت هاي هنري خود قرار دهيد. شما تاکنون در کدام يک از کشورها به فعاليت و اجراي موسيقي پرداخته‌ايد؟
بنده و دوستانم به عنوان سفير فرهنگي در راستاي اشاعه ي هنر ايراني در خارج از مرزهاي ايران کنسرت هايي را برگزار کرديم. ما از طرف ايران رفته و سازماني پُشت اين قضيه است؛ يعني شخصي نيست. تاکنون در کشورهايي چون “آفريقاي جنوبي”، “مالزي”، “بلژيک”، “اسپانيا”، “فرانسه” و در بهمن ماهي که گذشت به “جاکارتا” رفته و چون ديگر سفرهايمان در برنامه تلويزيوني و راديويي زنده و دانشکده هنر آن کشور برنامه داشته و براي عموم مردم و مقامات آن کشورها اجرا داشته ايم.
*چه چيز موجب شد که روستايي به موسيقي کودک (اُرف) به گونه اي توجّه کند که بزرگترين دغدغه اش باشد؟
ببينيد مهمترين انگيزه و دغدغه ام در اين زمينه انجام کار ريشه اي بوده و بس. معتقدم که از دوران کودکي مي توان به زندگي يک انسان جهت و شکل داد. کودکان در آغوش خانواده بسياري از تعاليم را مي بينند و پس از آن با ورود به مهدکودک، کودکانه و در سطح خودشان با زبان، ورزش و… آشنا مي شوند. من حسم اين بود و هست که آن ها بايد با سرود، هم خواني، سلفژ و موسيقي نيز آشنا شوند. شايد شما بگوييد که موسيقي در مهدهاي کودک وجود داشته؛ اما آنچه که پيش از اين ها مي ديديم اغلب جنبه ي سرگرمي براي کودک داشته نه آموزشي.
*از اينجا به بعد مي توان گفت که دغدغه ي ذهني شما به هدف تبديل شد.
بله. از ديدگاه من موسيقي کودک دو هدف مهم را دنبال مي کند:
۱) آشنايي عمومي با موسيقي که امکان دارد که در حد اطلاعات عمومي بماند که براي هر کسي نياز است و يا بعدها گسترش يابد.
۲) قرار نيست همه ي کودکان در آينده دکتر، مهندس، وکيل، معلم و… شوند. امکان دارد که بعضي از آن ها مستعد باشند و بخواهند که موزيسين هاي خوبي شوند. بنده در هر مرکز ۳-۲ کودک را مي شناسم که مي توانند در آينده در زمينه موسيقي نابغه باشند. (لبخندي رضايتمند)
*شرط اوليه براي يک مربي خوب بودن، در زمينه موسيقي کودک چيست؟ بنده احساس مي کنم که کاري بس سخت است.
در هنگام کار با کودک در هر زمينه اي حتي موسيقي، قانوني وجود دارد که مي گويد بايد عاشق کودک بود. تا زماني که کودک را دوست نداشته و نتواني ارتباطي قوي و خوب با او برقرار کني، نمي تواني مربي خوبي براي آموزش باشي که حس مي کنم طبق نظر والدين در اين زمينه موفق بوده ام.
*اشاره کردم که کار با کودک و آموزش به آن سخت است. بهتر است مثالي بزنم. اگر بنده ۵ کلاس سواد داشته باشم مي توانم به يک کلاس اولي مثلاً رياضي را ياد دهم. آيا در موسيقي مي توان اينگونه آموزش داد؟
عده اي به اشتباه فکر مي کنند که آموزش موسيقي کودک کاري پُردرآمد است. خودِ بنده شاگرداني از ميان بزگسالان داشته ام که “فلوت” يا “بِلز” مي زدند و با يادگيري مختصر اطلاعاتي در مورد اين سازها در مهدکودک ها کار مي کنند. اين افراد بسيار به موسيقي کودک آسيب مي زنند. کار کودک کار سطح پاييني نيست. مربي اي مي خواهد که سال هاي سال کار کرده و علاوه بر اطلاعات و مهارت فردي داراي تجربه است.
به عنوان مثال بنده هنگامي مبادرت به آموزش ويولن کردم که پيش از آن در حوزه‌ي ويولن کودک تجربه داشته ام. در حال حاضر “ارکستر بابونه” با مديريت بنده، بزرگترين ارکستر کودک در غرب کشور است که در ۲۰ اسفند ماه سال گذشته در “کانون پرورشي فکري کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه” و همچنين در ۶ بهمن ماه سال جاري با همکاري “مؤسسه فرهنگي و هنري کوثر” در سالن دانشکده فرهنگ و هنر به اجرا پرداخته ايم. براي بچه هايي که عضو اين ارکستر هستند، زحمت کشيده شده است. ما آن ها را از ميان مهدکودک ها، مراجعين و هنرآموزان آموزشگاه ها برگزيده ايم.
*جاي ارکستر شهر در کرمانشاه خالي بود تا اينکه شما آغازگر اين جريان زيبا شديد. از ارکستر فيلارمونيک براي ما بگوييد.
از لحاظ جامعه شناسي وقتي مي گوييم ارکستر فيلارمونيک يعني ارکستري که در آن نوازنده هاي چيره دست يک شهر، زير نظر يک NGOيعني به صورت شخصي، البته با نظارت نهادهاي ذي الربط مشغول به کار است و دو هدف اجراي موسيقي هاي جهاني و توجه به بافت موسيقي آن منطقه را از نظر فني را دنبال مي کند.
در هنگام آغاز کار از دوستاني که آن روزها به ياد داشتم دعوت به همکاري کردم. از بقيه نيز انتظار مي رفت که خود پيشنهاد همکاري دهند که متأسفانه استقبال نشد.
*دليل اين عدم استقبال چه بود؟
عده اي خود فعاليت مستقل موسيقي داشتند و عده اي نيز ارکستر را در حد خود نمي ديدند! ارکستر فيلارمونيک متعلق به يک شخصِ خاص نيست، متعلق به يک شهر است. وقتي يک تيم براي يک شهر يا کشور افتخاري کسب مي کند مي گويم يک تيم کرمانشاهي، يک تيم ايراني چنين اقدامي انجام داد. ارکستر نيز به اين گونه است. خُب من آمدم با بچه هاي جوان، پُرانرژي، با اخلاق و شايد کم تجربه ارکستري را تشکيل دادم. خوشبختانه آن ها روز به روز در حال قوي شدن هستند و براي ارتقاي سطح بچه ها کارگاه هايي اعم از شناختِ دوره هاي موسيقي، ريتم، درک و دريافت موسيقي را برگزار کرده و حتي رايزني‌هايي با استادان بزرگ ايران داشته ام که قرار است در طول سال از لحاظ علمي سطح آن ها بالاتر برود. در اين ميان استادان و نوازنده هاي چيره دست و با اخلاقي چون “سعيد شيرازي”، “علي عزيزي”، “عبدالرضا آزادمنش” و… به ما کمک کردند که رفاقتشان به ما ثابت و دغدغه شان بر ما معلوم شد و ارکستر فيلارمونيک بزرگ ترين خدمتي است که سعادتش نصيب بنده شده است. در حادثه ي تلخ زلزله همه ي مردم کمک کردند. ما (اعضاي ارکستر فيلامونيک کرمانشاه) نيز با ابزار خود کمک کرديم و در ۲ دي ماه با همکاري “حوزه هنري”، “اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي”، مؤسسه فرهنگي و هنري کوثر در محل “سينما آزادي” در يک شب، اولين ارکستر رسمي فيلارمونيک را برگزار کرديم که تمام عوايد آن به زلزله زدگان سرپل ذهاب تقديم شد. اميد که پس از اين در شادي ها، جشن هاي ملي، کسب افتخارات و… هنرمايي کرده و ديگر شاهد زلزله و غم نباشيم. ارکستر فيلارمونيک متعلق به مردم است و بايد در برنامه هاي مردمي به اجرا بپردازد.
*برنامه ارکستر فيلارمونيک در سال آينده چيست؟
قاعدتاً ما در سال آينده برنامه هاي زيادي خواهيم داشت و اجراهايي را روي صحنه خواهيم بُرد. قرار است که آثاري از بزرگان جهان را در دو بخش کلاسيک (باخ، موتزرات و بتهوون) و رويکرد موسيقي بومي خودمان که به نظرم ارجح تر است به اجرا بپردازد. ضمن اينکه در بخش بومي بايد اضافه کنم از آنجا که ذات ارکستر بايد از لحاظ فني با اجراي موسيقي جهاني اجرا شود داراي اين بافت خواهد بود.
*در جلساتي که شاهد کار ارکستر فيلارمونيک بودم، دچار مشکلاتي براي محل تمرين بوديد. اکنون پس از گذشت مدتي معادل يک سال از مشاهده اين مشکل آيا اين نياز مرتفع شد؟
خير. ما هنوز جاي تمرين نداريم، بچه ها به ساز نياز دارند با اينکه پولي براي خريد ساز موجود نيست. علي رغم اينکه نوازنده ي کنترباس داريم سازش را نداريم. براي کنسرت دوم دي ماه، با توجه به اينکه متعلق به زلزله زده ها بود اذيت شديم. اگر مي بينيم که به اصطلاح هنوز ارکستر سرپاست به همت خود همين بچه ها است. اين مهم به من انرژي مي دهد. اميدوارم که مسوولين به ما توجه کنند تا زحمت اين عزيزان هدر نرود.

اخبار مرتبط

نظرات