رفتن به بالا

«میلکان بخوان ، بیشتر بدان»

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰
  • الثلاثاء ۱۲ ربيع أول ۱۴۴۳
  • 2021 Tuesday 19 October

دکتر سهراب دل انگیزان – دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی بر اساس محاسبات و تعاریف نرخ بیکاری مرکز آمار ایران کسی بیکار محسوب می شود که در سن کار باشد، در هفته مرجع پی جویانه دنبال کار بوده و کاری پیدا نکرده باشد. افرادی که حداقل یک ساعت مشغول بوده باشند بیکار محسوب نمی شوند. […]

دکتر سهراب دل انگیزان – دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی
بر اساس محاسبات و تعاریف نرخ بیکاری مرکز آمار ایران کسی بیکار محسوب می شود که در سن کار باشد، در هفته مرجع پی جویانه دنبال کار بوده و کاری پیدا نکرده باشد. افرادی که حداقل یک ساعت مشغول بوده باشند بیکار محسوب نمی شوند.
این تعریف نتیجه اش شده نرخ بیکاری کشور حدود ۱۲ درصد و نرخ بیکاری استان کرمانشاه بین ۱۸ تا ۲۴ درصد.
خوب مردم همه می گویند نرخ بیکاری باید بیشتر از اینها باشد و احساس مردم این است که نرخ بیکاری باید بالاتر باشد. اما مشکل کجاست؟
برای محاسبه نرخ بیکاری مرکز آمار ایران جمعیت فعال را برای ایران افراد در سن کار (۱۰ ساله و بیشتر)، مایل به کار و قادر به کار تعریف می کند.
نکته اول همین جا است. سن کار در کشورهای جهان بر اساس چند عنصر تعیین می شود. اول قانون. خوب قانون کار فرد شاغل را از سن ۱۸ سال به بعد مشمول بیمه و مقررات قانونی، داشتن حساب بانکی و .. تشخیص می دهد. حالا که قانون کار، قانون مدنی، قانون سربازی اجباری و… سن کار را ۱۸ تعیین کرده، چرا مرکز آمار ایران به تبعیت از سرشماری سال ۱۳۳۵ همچنان سن کار را ۱۰ ساله و بیشتر می داند.
نکته دوم قابلیت و توان جسمی است. افراد در سنین ۱۰ تا قبل از ۱۸ سال از نظر جسمی همچنان در سن رشد هستند و امروزه حتی در دور افتاده ترین نقاط نیز خانوار متوسط اجازه کار کودکش را نمی دهد. موضوع کودکان کار و افرادی که در سن کمتر از ۱۸ کار می کنند هرچند واقعی است ولی از حوزه خانوار متوسط بیرون است. لذا یک امر استثنا است و نباید مرکز آمار ایران به این منظور سن کار را ۱۰ و بیشتر فرض کند. این موضوع باعث می شود تا کار کودکان عادی جلوه کند.
نکته سوم قانون آموزش اجباری است که دوره آموزش متوسطه را تا سن ۱۸ سالگی اجباری می داند و حتی والدینی که با الاجبار برای تحصیل فرزندانشان مانع ایجاد کنند از نظر قانون خاطی هستند.
در موضوع بعدی سقف سن کار است. شاید در سال های ۱۳۳۵ و ۱۳۴۵ قاون تأمین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی عام نشده وبخش عمده مردم تا هر سنی مشمول کار بودند، ولی امروزه لازم است تا با توجه به قوانین موجود این صندوق ها و نیز عرف و مقررات دیگر کشور یک سقف ۶۵ سال برای سن کار قائل شویم.
لذا به نظر می رسد یکی از اشکالات اساسی محاسبات نرخ بیکاری که غیر واقعی دیده می شود، انتخاب سن کار باشد. بر اساس شواهد بین المللی و مقایسه کشور با شرایط موجود فرهنگی و قانونی به نظر می رسد بهترین سن کار قابل انتخاب برای کشور در سرشماری ها و آمارگیری های بازار کار، سن ۱۸ سال تمام تا ۶۵ سال تمام باشد.
دومین موضوع برای تعیین فرد شاغل ساعات کار است. برای تعیین ساعات کار این که یک ساعت کار کردن حتی بدون دستمزد ملاکی برای تعیین اشتغال باشد به هیچ وجه مناسب نیست. برای تعیین ساعات کار مرجع در هفته لازم است تا چند مسأله اصلی در نظر گرفته شود.
نرخ دستمزد ساعتی در ایران در سال ۱۳۹۶ حدود ۴۳۰۰ تومان بوده است. خوب اگر این نرخ را در ۲۶ روز کاری ماه ضرب کنیم نمی تواند حتی شکم فرد را سیر کند، چه برسد به این که نرخ تکفل در ایران حدود ۳٫۵ است. یعنی هر فرد شاغل حدود ۳٫۵ نفر را باید سیر کند. حداقل با همین شاخص اگر در ایران ما برای هر وعده خوراک حداقلی عرف معمول ایران یک سیخ کباب را در نظر بگیریم (در غرب یک همبرگر را ملاک می گیرند)، قیمت این سیخ کباب را نیز ۳۰۰۰ تومان در نظر بگیریم، و فرد لازم باشد تا ۲٫۵ وعده در روز غذا مصرف کند این یعنی فقط نرخ سیر کردن فرد در روز نیاز دارد تا روزانه ۷۵۰۰ تومان فقط برای سیر کردن خودش و در هفته ۵۲۵۰۰ تومان هزینه کند. حال اگر نرخ تکفل را اعمال کنیم این رقم باید ۳٫۵ برابر شده و به حدود ۱۶۰ هزار تومان برسد.
خوب حداقل ساعات کار در هفته که بتواند فقط شکم فرد را با نرخ یک سیخ کباب در هر وعده و معادل آن سیر کند حدود ۱۳ ساعت است و اگر برای کل افراد تحت تکفلش بخواهیم محاسبه کنیم این رقم ۳٫۵ برابر می شود.
این محاسبات به خوبی نشان می دهد که درنظر گرفتن یک ساعت کار در هفته به هیچ وجه قابل قبول نیست. این در حالی است که خود سازمان بین المللی کار (ILO) 15 ساعت کار در هفته را ملاک اشتغال می داند. عرف، قانون، حداقل دستمزد و … نیز همه ۱۵ ساعت کار در هفته را ملاک می دانند.
لذا برای محاسبات نرخ بیکاری و آمارگیری های بازار کار در کشور لازم است تا دو ملاک اساسی تغییر یابند.
یک: سن کار به ۱۸ تا ۶۵ سال اصلاح گردد.
دو: حداقل ساعت کار در هفته به ۱۵ ساعت اصلاح گردد.
امیدوارم این پیشنهاد برای مرکز آمار ایران بتواند تغییر نگرش بر اساس مقتضیات زمان و اصلاح تعاریف را در بر داشته باشد و نرخ های اشتغال و بیکاری واقعی تری توسط این مرکز محاسبه و گزارش گردد.

اخبار مرتبط

نظرات