رفتن به بالا

«میلکان بخوان ، بیشتر بدان»

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰
  • الأربعاء ۱۳ ربيع أول ۱۴۴۳
  • 2021 Wednesday 20 October
  • یکشنبه 8 بهمن 1396 - 06:41
  • کد خبر : 2492
  • مشاهده : 948 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : کرمانشاه گرفتار  در بحران توسعه

یادداشت – مهدی خالوندی سردبیر میلکان توسعه در هرجايي براساس معيارهايي که برگرفته از ظرفيت ها و توانمندي هاي اقليمي و انساني آن کشور يا منطقه است شکل مي‌گيرد و اصولا برنامه هاي توسعه‌اي بر پايه اين توامندي ها تعريف و هدايت مي‌شود. حال مي تواند اين توسعه به صورت همگون و با درنظرگرفتن همه […]

یادداشت – مهدی خالوندی سردبیر میلکان
توسعه در هرجايي براساس معيارهايي که برگرفته از ظرفيت ها و توانمندي هاي اقليمي و انساني آن کشور يا منطقه است شکل مي‌گيرد و اصولا برنامه هاي توسعه‌اي بر پايه اين توامندي ها تعريف و هدايت مي‌شود. حال مي تواند اين توسعه به صورت همگون و با درنظرگرفتن همه ظرفيت ها و يک برنامه ريزي بسيار مناسب و اجراي دقيق صورت پذيرد و يا اينکه محوريت يک شاخصه بارز شکل گيرد و عمده توان نيروي انساني و منابع به آن سمت گسيل يابد. عموماً محورهاي توسعه براي فراهم کردن شکوفايي اقتصادي يک منطقه تعريف مي شوند که توان اقتصادي ساير ظرفيت هاي فرهنگي و اجتماعي را نيز با خود همراه کند و به سمت توسعه سوق دهد.
استان کرمانشاه نيز در مقوله توسعه از اين فرآيند به دور نبوده است و مديران ارشد و برنامه ريزان در بازه هاي زماني مختلف به ويژه در سه دهه پس از جنگ تحميلي معيارها و ملاک هايي را براي شکل گيري روند توسعه در استان ، دنبال و به اجرا گذاشتند تا ضمن شکل گيري روند توسعه استان، مشکل کهنه بيکاري را نيز حل کنند که البته ثمره اي جز توسعه نيافتگي و مشکلات عديده بيکاري و مسائل معيشتي و اجتماعي به دنبال نداشته است. اين معضل را نمي توان ناشي از عدم ظرفيت و توانمندي هاي استان کرمانشاه دانست؛ بلکه بخش عمده و اساسي آن به توسعه انساني و ضعف مديريت اجرايي و برنامه ريزي هايي با ساختار مطالعاتي و اجرايي ضعيف باز مي گردد.کشاورزي به عنوان بزرگترين ظرفيت توسعه استان کرمانشاه سالها به عنوان محور توسعه اين استان مطرح بود و بخش عظيمي از منابع ملي و استاني را به سوي خود سوق داد ، افسوس که با مديريت نادرست به ويژه در حوزه منابع آب خود به چالشي عظيم براي آينده استان تبديل شده است. کشاورزي کرمانشاه با مديريت و نظارتي ضعيف امروز ضمن پرت منابع مالي همه ظرفيت هاي آبي استان را بلعيده است و با توجه به خشک سالي هاي اخير ديگر نه تنها توان و ظرفيت جديدي را نمي تواند پيش روي استان بگذارد، حتي با چالش حفظ نيروي کار فعال در اين بخش مواجه است و جاي اين نگراني را دارد که با کاهش ظرفيت هاي اين حوزه در سال هاي آينده شاهد افزايش خيل عظيم بيکاران استان باشيم. سرمايه گذاري بر روي صنايع عظيم و توسعه صنعتي نيز در کرمانشاه طرفداران خاص خود را دارد که متاسفانه در اين سال ها به آن صورت که بتواند چرخ بخشي از اقتصاد استان را بچرخاند شکل نگرفته است. صنايع پالايشگاه آناهيتا و مناطق ويژه و مناطق آزاد نيز شکل نگرفته اند تا بتوانند چرخ حرکتي اين حوزه را به حرکت در آورند. البته بايد گفت با توجه به آمار بسيار بالاي بيکاري در استان که نيازمند ايجاد اشتغال انبوه براي برون رفت از اين وضعيت است، صنعت نمي تواند در کوتاه مدت دردي را از استان دوا کند و بايد در يک فرآيند زماني بلند مدت به آن اميد بست. شکل گيري صنايع بزرگ با چرخه اقتصادي گسترده مي توانند به توسعه کرمانشاه کمک کنند اما با توجه به هزينه بالا و ظرفيت محدود ايجاد اشتغال در اين بخش و با در نظر گرفتن شرايط عمومي اقتصاد کشور که اين روزها چه در حوزه دولتي و چه در بخش خصوصي حال و روز خوشي ندارد، در کوتاه مدت محلي از اعراب ندارد. اصولاً بدنه مديريتي استان در اين سه دهه نتوانسته اند ظرفيت در خوري را در استان مهيا کنند که بتواند پشتوانه اي براي روزهاي سخت کرمانشاه باشد.
در سه چهار سال گذشته نيز تجارت و خدمات با تاکيد بر گردشگري به عنوان محور توسعه استان کرمانشاه از سوي مديريت ارشد استان مطرح و مورد توجه قرار گرفته است که با توجه به شرايط کلي استان و با وجود همه ظرفيت هايي که کرمانشاه در اين دو بخش دارد، حداقل در بخش تجارت و بازرگاني نمي تواند محوري قابل اتکا باشد. واقعيت تلخ اين است که در بحث تجارت و بازرگاني شرايط استان به ويژه در آن سوي مرزها چندان پايدار نيست و نوسانات بسيار زياد و بعضاً شديدي را حداقل در يک سال گذشته به خود ديده است و اصولا عدم ثبات وتنش بالا بزرگترين مصيبت در حوزه توسعه و به ويژه بخش تجارت است. البته تجارت اين پتانسيل را دارد که به عنوان يک ظرفيت قابل اعتنا مورد توجه قرار گيرد اما اينکه نقش محوري ايفا کند حداقال در کرمانشاه امروز امکان پذير نيست. حوزه خدمات نيز با همه ظرفيت هايش آسيب هايي را به دنبال دارد که اگر ما حتي اين آسيب ها را نيز در بخش هاي زيست محيطي، اجتماعي و فرهنگي به جان بخريم، اما متاسفانه در برنامه ريزي هاي کلان استان در اين سال ها رويکردي متناسب با محوري بودن يک موضوع براي شکل گيري توسعه در اين بخش نديده ايم و اگر گردشگري را نقطه محوري و پايه و اساس اين بخش تصور کنيم، با وجود استقبال مردمي و سرمايه گذاران در اين بخش و افزايش نسبي منابع اداره کل ميراث فرهنگي در حوزه توسعه و مرمت اماکن تاريخي و فرهنگي، اما مديريت ارشد استان در عمل به يک جمع بندي و برنامه ريزي منسجم در اين حوزه نرسيده است و شايد گفت چندان اعتقادي به مباحث توسعه گردشگري ندارد و تنها به عنوان يک برنامه زينتي و ويتريني که در افکار عمومي بازخورد دارد، به آن پرداخته اند. به واقع مجموعه ميراث فرهنگي به عنوان متولي گردشگري استان در اين حوزه به تنهايي آن هم در راستاي وظايف ذاتي، مجموعه اقداماتي را انجام داده است هرچند که شايد به سهم خود قابل توجه باشد اما زماني که بحث محوريت توسعه استان به ميان مي آيد، قابل اعتنا نيست؛ زيرا اصولاً فرآيند توسعه به تنهايي قابل شکل گيري نيست و يک دستگاه به تنهايي توان ايجاد ظرفيت هايي به اين گستردگي را ندارد، زيرا نه منابعش پاسخگوي شکل دهي اين روند است و نه نيروي انساني متناسب با اين حجم از کار را در اختيار دارد. آنچه که مسلم است توسعه بايد همگون و با در نظرگرفتن همه جوانب شکل بگيرد و اگر مساله اي قرار است به عنوان محور تحول و ايجاد اشتغال در استاني مورد توجه واقع شود بايد منابع و برنامه ريزي و تلاشي در خور آن لحاظ گردد. متاسفانه مسئولين استان در عمل نه تنها هيچ اعتقادي به توسعه گردشگري ندارند بلکه در اساس گردشگري جايي در گزاره هاي ذهني آن ها به عنوان يک شاخص تحول آفرين ندارد. (به زودي در گزارشي مبسوط به اين مساله خواهم پرداخت )
در خاتمه بايد گفت واقعيت اين است، توسعه در استان کرمانشاه سالهاست با نوعي نگاه سطحي ابتر مانده و اگر با همين منوال پيش برود نتيجه جديدي حاصل نخواهد شد. در اين سه دهه مديران ارشد استان نيز هرکدام از ظن خود يار کرمانشاه شده اند و اين کاروان از غافله توسعه به جا مانده را به دلخواه خود سارباني کرده اند. امروز اگر بگوييم کرمانشاه با بحران توسعه مواجه است پر بي راه نگفته‌ايم، بدون ترديد استاندار و مجموعه مديريتي استان کار بسيار سنگيني براي برون رفت از اين بحران دارند که بسان کلافي سر در گم باز کردن گره‌هاي آن بسيار دشوار و طاقت فرساست.

اخبار مرتبط

نظرات