رفتن به بالا

«میلکان بخوان ، بیشتر بدان»

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰
  • الثلاثاء ۱۹ ربيع أول ۱۴۴۳
  • 2021 Tuesday 26 October
  • چهارشنبه 29 آذر 1396 - 20:41
  • کد خبر : 2300
  • مشاهده : 871 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : چـله اميد کوتاه شدن عمر تاريکي
رضا موزونی در گفتگو اختصاصی با میلکان:

چـله اميد کوتاه شدن عمر تاريکي

فرنگيس صفري- از جشن ها و اعياد کثير ايراني که عمري به درازاي تاريخ اين سرزمين دارند امروزه تنها تعداد انگشت شماري باقي مانده اند.نگاهي کوتاه به تاريخ اين مرزو بوم نشان مي دهد ايرانيان باستان که مردماني شاد بوده اند کوچکترين تغيير دراحوال طبيعت را بهانه‌اي براي برپايي جشن و سرور مي‌کردند. جشن ها […]

فرنگيس صفري- از جشن ها و اعياد کثير ايراني که عمري به درازاي تاريخ اين سرزمين دارند امروزه تنها تعداد انگشت شماري باقي مانده اند.نگاهي کوتاه به تاريخ اين مرزو بوم نشان مي دهد ايرانيان باستان که مردماني شاد بوده اند کوچکترين تغيير دراحوال طبيعت را بهانه‌اي براي برپايي جشن و سرور مي‌کردند. جشن ها و مراسم هايي که به لحاظ جامعه شناسي داراي غناي زيادي بوده و درعمق لايه هاي فرهنگي آن مي توان به بسياري از اعتقادات و اخلاقياتي پي برد که متأسفانه درگذرزمان بسياري از آنان به فراموشي سپرده شده است.
يلدا يا شب چله يکي از اين رسوم قديمي و از جشنهايي مي باشد که درکنار عيد نوروز همچنان زنده مانده است.شايد امروزه بسياري از فلسفه واقعي برپايي مراسم اين شب بي اطلاع باشند، اما دروراي ميوه هاي قرمز و تنقلات اين شب و مهماني رفتن و درکنارهم بودن، به واژه‌اي به نام اميد و دلداري مي رسيم که به گفته رضا موزوني نويسنده محقق کرمانشاهي مردم اين سرزمين کهن را ازديرباز به آينده اميدوار مي کرده است.
رضا موزوني پژوهشگر و مديرنظارت برانتشارات کانون کشور درخصوص پيشينه شب يلدا يا چله مي گويد:يلدا که واژه اي سرياني و سامي است و درفرهنگ زمستاني مردم ايران نيز راه يافته است درفرهنگ بومي کردي هيچ نشان و ردپايي ندارد و ما از اين شب به عنوان شب چله ياد مي کنيم.
وي مي افزايد: بشر از همان روزهاي آغازين متوجه شد که يکي از شب هاطولاني تراز سايرشب هاست.درفرهنگ بومي کردي از اين شب به عنوان شب چله ياد مي کنيم.واژه چله به معناي طولاني و سرد است. دراساطيرايراني ما اين شب را، شب پيروزي روز و روشنايي براهريمن شب مي دانند زيرا از شب چله به بعد روزها طولاني تر و شب ها کوتاه تر مي‌شود. از سويي درگذشته هاي دور با نبود امکانات و بارش برف هاي سنگين و مداوم، زمستانها بسيار سخت و سنگين مي شد و براي مردمي که چه بسا دراين زمستان هاي سخت تلفات مالي و جاني نيز مي دادند اين ترس و هيبت با تاريک شدن هوا و فرارسيدن شب بيشتر مي شد.
موزوني دررابطه با رسومي که مردم دراين شب برپا مي کردند اظهارمي دارد: معمولا مراسم اين شب با هوره خواني شروع مي‌شد. هوره خوانان مطرح و معروف درخانه بزرگ روستا گرد هم مي آمدند و هوره مي خواندند.صداي هوره که دراوايل شب برمي خاست به خانواده ها اين نويد را مي داد که بيايند و درآن منزل گرد هم آيند و خانواده ها نيز رفته و شب چره هاي خود را که شامل کشمش،گردو، برگه زردآلو و کلوچه(بژي ) مي شد را نيز با خود مي بردند.
وي مي افزايد:مردم اين شب را با شب نشيني و کنارهم نشستن گرامي مي‌داشتند و براي اينکه اين شب را به خوشي سپري کنند با شب چره ها از مهمانانشان پذيرايي مي‌کردند. چيستان گويي يا هوش آزمايي يکي از بازي هايي بود که دراين شب ها طرفداران زيادي داشته و مردان و زنان و بچه ها درآن شرکت مي‌کردند و معمولا درشب چله سخت ترين چيستان ها را براي همديگر مطرح مي کردند. درکنار چيستان گويي مراسم زيبا و هنرمندانه ديگري برگزار مي‌شد که به نوعي مي توان آن را همان مشاعره امروزي دانست.اين بازي که چهل سرود يا (چهل سرو) ناميده مي شد درحقيقت يک نوع فال گرفتن بود که بيشتر ابيات فولکور و قديمي درآن گفته ميشد وشايد همين چهل سرو يکي از راه‌هاي حفظ بسياري از ابيات قديمي ما درگذشته بوده است.دراين بازي يک نفر تسبيحي به دست مي گرفت و ديگران شروع به خواندن ابيات مي کردند هرنفر يک مصرع مي گفت و با خواندن آن شخص تسبيح به دست يک دانه تسبيح مي انداخت چهلمين مصرع که گفته مي شد و ديگران خبرنداشتند که اين مصرع چهلمين است گرداننده مجلس مي گفت اين بيتي است که بايد روي آن بحث شود زيرا جواب نيتي که گرفته ايد دراين بيت است. بعد از چهل سرو اگر هنوز حوصله شب نشيني داشتند به شاهنامه خواني يا متل گويي مي‌پرداختند که معمولا متل و افسانه هاي قديمي را زنان و شاهنامه را مردان مي خواندند که اتفاقا افسانه هايي کردي نيزدردل شب چله شکل گرفتند؛ همچون: افسانه پسر صياد، افسانه بزن قتگه و خره گه واوه مه وه ر.
اين محقق برجسته کرمانشاهي با بيان اينکه اوج داستانهاي اسطوره اي وباورهاي کهن در (چار چار ))يعني مرکز پيوند چله بزرگ و کوچک شکل مي گيرد مي‌گويد: چله بزرگ شب چله شروع و ۱۰ بهمن پايان مي يابد و ۴۰ روز باقيمانده چله کوچک نام دارد. وقتي چله بزرگ در ۱۰ بهمن پايان مي يابد بين دو چله مناظره اي صورت مي‌گيرد چله کوچک مي‌گويد:حالا خشم مرا ببين چنان سرمايي راه بيندازم که کره‌ي ماديان در شکم مادرش يخ بزند و اوج اين زورآزمايي و قدرت نمايي درچارچار رخ مي دهد يعني چهار روزمانده به پايان چله بزرگ و چهارروز آغازين چله کوچک، بنابراين اوج سرماي زمستاني دردل اين چارچاراتفاق مي افتد.
موزوني درپايان مي گويد:درهرصورت اين شب فرصتي براي درکنارهم بودن خانواده‌ها بوده است و مژده اي به آنان که شب ها کوتاه مي شود و به بهارنزديک مي‌شوند و همين اميد و دلداري است که آنها را زنده نگه مي دارد.

اخبار مرتبط

نظرات